|
ولتونم مبارک....
ها چیه...به ما نمیاد. این عکسو از پنجره اتاقم گرفتم...داشت برف می امد..پارکه... امتحانا تموم شد...و من مشروطتم میگن گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه اخه... و من زندم...دارم نفس های عمیق عمیق میکشم.. این روزا کلی رومان میخونم..هر روز یکی...چه شود من چرا...!! اه اه.... قالبم عوض شدش..
+
نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 22:23 توسط مهساییییییی
|
ایییی درد بی درمون هر چی نوشتم رفت کوفتت بشههههه ۲ ساعته دارم تایپ میکنم همش پرید میدونین چغذه انتظار کشیدم ۱.تولد اتی جونم مبارک.. ۱.تولد نوشینم مبارک ۲۵ دی ۱.تولد خودمم که مبارک تره خوب حالا بریم سره خونه زندگیمون یکی نیس به من بگه اخه دخمل خوب ...چرا خودکاریو که نمی نویسه درش میاری فوتش میکنی امتحانا امدن.. نمیدونم چرا این کامنت دونیم خرابیده بود
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 12:23 توسط مهساییییییی
|
چغذه دیر کردم ..؟
+
نوشته شده در دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 22:44 توسط مهساییییییی
|
سلام یچه ها وبم توسط یه بچه دهاتی هک شده بود که البته از بس نفهمه دهاتی.. بود که اقده کامنت داشته همه کامنتاممو پاک کرد ولی خدای همشو خونده بودمااااااااااااا تولد وبلاگم مبارک فک کنم شد سه ساله....................!! سلام... فک کنم این سومین ماه رمضونیه که امده تو وبلاگم... واینم اولین هیچ دلیله خَصی نداره...!!! کلاسا شرو ع شده فیلمای ماه رمضونی رو دوست ندارم از اینکه بعضی وبلاگا پیدا شده که از وبم کپی میگیرن خیلی ناراحنم. شهادت موالارم به همگی تسلیت میگم....... اینم اشکان عشقه من
+
نوشته شده در سه شنبه دهم مهر 1386ساعت 13:13 توسط مهساییییییی
|
سیلاممم از نوع من ناراحتم...چلا... ۱-بابام نمیزاره برم گواهیناممو بگیرم. ۱-بیکارم یعنی ۱- میخوام قالبو عوض بنمایممم ۱-شاید بعد این اینطوری اپ کردم ۱- امروز مامان هول کردم از چهار پایه با کله تشریف اوردن پایین ۱-میخوام برم کلاس زبان ۱- من هر روز میرم دندون ژلشکی. یًک سرو صدای را میندازم اونجا
برو کنارررررررررررر مگه با تو نیسمممممممممممممممممم .. چیزه خوبین شماااااااااا من یکی کلا خوبم
میگما داداش هم چیزه خوبیه من اصلا از نمراتم خفر ندارم اخه نوخوندم بوده خواهم بوده است یکی برام اب قندون بیاره مسافرت خوش گذشت جاتون خال خالی اردو هم جالب بود فقط بچه ها یه نمه اذیت شدن من اصلا با این اخوند که مارو برد اردو عهد بسته بودم که همه بچه هارو بشب زنده دارونم..... من هر وقت میرم مسافرت ساکمو یا گم میکنم یا جا میزارم.... دیگه چی بگممممم.... امروز از صب دارم سگا بازی میکنم مگه بلد نیسی بازی کنی ده بیا
به جان خودم من زندم نه مردم جواب همه ایمیلارو دادم..
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 20:23 توسط مهساییییییی
|
|
اسممو خودم می دونم نمی خواد تو بگی
فامیلیمم یادم رفته.دیگه چی ی......! آهان..پس از 9 ماه تو انتظار13/10/1366
امدم بمونم نخواستید بر میگردیم..
در کوچه پس کوچه های انتظار
خیلی غافلگیرانه بود که نگاه من به نگاه سرد مهتاب افتاد
مهتاب گم شده بود در سیاهی شب
و گریه می کرد
با اشک های مهتاب
دلم لرزید
و اشک چشمانم جاری شد
مگر می شود مهتاب گم شود
در سیاهی شب
اما حقیقت بود
مهتاب را دزدیده بودند
این مهتاب دیگر سهم من نبود
مهتاب مرا دزدیده بودند
دیگر در وادی من جایی نداشت
گویی هیچ وقت این مهتاب ، مهتاب من نبوده
او را دزدیده بودند
این سیاهی بود که مهتاب مرا دزدیده بود
اکنون او دیگر مهتاب نیست
این مهتاب ،مهتاب من نیست
ای کاش مراقبش بودم
او را از من دزدیدند
دزد مهتاب من سیاهی بود...