|
ان تا سلام منم خوبم سرما خوردگیم خوبه خوبه خوب شده داداشی خونه نبود رفته بود اراک، اصفهان کلی برام سوقاتی اورده دست نزن برا خودمه دهههههه نمی خواین گه هم میخواین برین بخرین ...من نمی دم از گزهام فقط میتونم یه کاری کنم به جای شما هم بخورم.. ای خداااااا از دست بعضی پسرای جوات دق کردم من اولین روزه کلاس زبان بود .....وای چشتون این روزارونبینه اگه هم دید اشکالی نداره تجربس دیگه .. بودن بعضی دیگه نگو کفرمو در اوردن تو این 2 ساعت ...البته دخملای هم بودن که جو گیررررر شده بودن ازاول تا اخرکلاس نیششون تا بنا گوش باز بود .. میگفت: ببخشید استاد ما دیرمون شد اخه شلغم ،هویج ،گل کلم کم مونده بود با اردنگی بندازمش بیرون .. شه پیشه دوستاش تازشم اگه هم ضایع میشود ادم نمی شد ...اصلآ از این مدل دخملا خوشم نمی یاد لوس میشن تا دو سه تا پسر میبینن اَه اَه اَه اَه.... ماه...مهربونه مامانه خوکشه له هیچی برناممونو تنظیم کردیم تشریفیدیم خونه رسیدم خونه تعریفیدم به مامان که تو کلاس چه ها شدددددد همین جوری که داشتم تعریف میکردم مامان کم مونده بود شیرو با لیوانش بکنه تو حلقممممممم شیر بخوریم کییو باید ببینمممممم کییو...هااااااا هاهاهاا دل همتون البالو گیلاس..یه دوست خوبم پیدا کردم نانازه چادوریه یه کوشولو عاشق شین چرا از من گذشتی خیلی ساده تو که دونستی مرد پیاده جوونیشو به یه عشق تو داده شنیدم گفتی از عاشقی سیرم نگفتی با خودت یه وقت بمیرم حالا ابر دل و از کی بگیرم چرااز من گذشتی بی تفاوت نه انگار عشقی بود نه روزگاری نه پاییزو زمستون نه بهاری چه طوووو دلت امد تنهام بزاری ی ی ی
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و نهم آبان 1384ساعت 19:8 توسط مهساییییییی
|
خود کشی نکنیدکه اپ کردم.... ســــــــــــــــــــــلام سلام خوبین شما.......؟(خوب میشی مکشلی نیس) . یه کوشولو سرما خورد م سرم درد میکرد ماما ن یه چیزای به خودمون داد خوب شد .(یه پا دکتره برا خودش )من این مامانو نداشتم چیکا میکردم.... بـــــــــــلــه بـــــلــــه ....کفش کردم....!! وقتی بکارینو بی حوسله هر چی به فکرتون میرسه با خودکار رو دستتون بکشین کلی حال میده . من چند لحظه پیش همین کارو میکردم دستمو کرده بودم دفتر نقاشی با حـــال بود.. البتـــــــــــــــــه من بی حوسله نبودم فقط یه نمه بیکار بــــــودم..!! عروسی هم خوش گذشت جاتون خال خالی کلی خوشکل کرده بودیم... مثل دوخملای خوب خوب نشسته بودم پیشه مامانی ..بعد اخفال گردیدم توصت بروبچ جمع شدیم یه جا ..یه میزه گرد که نه یه میزه مستطیلی تشکیلیدیم..هرکی یه چیزی می گفت.جماعت شاخ در اورده بودن چرا zoomمهسا هیچی نمیگه کرده بودن رو مااااااااااااا(نیس خیلی باحالم) بگــــــم الهی کچل شی مهدی اه اه.....اه اه.(کوو زبونم دراز نیس که اختیار کنن که توحرف بزنی بعد تو هم یه ژست فیلسوفانه بگیری (اُه....اُه کشتی مارو...)بگی: هااااااااابودن یا نبودن مسئله این ..سکوتو مثل بمب ترکوندم چه حالی داد....همچین گوش فرا داده بودن فک کرن میخوام چی بگم حال داد فراووووووون دلتون اب پرتقال منو کفشید زن دائی.... زن دایم میگه مهسا تو هر وقت خوشهالی چشات از شادی برق میزنه ده بیا علانه که منو بدزدن............ یه کوشو لو عاشق شین ( ده بیا این کوشولو کوشولو ها کار دستم میدن اخر سر(عمرآ مهمونه نا خونده من توی تو.... همون که بیشتر از همه عزیزه همون که از پنجره ها میاد تو با دیدنش هوری دلم میریزه وقتی میای ماه و بهم می بخشی یه لحظه بعد ستاره بارون میشم تن پوشه نقری میاد رو دوشم مثل عرسی ها چراغون میشم میای و خواب و از چشام میگیری بیدار میشم کناره تو میشینم باهات بودن دیگه فقط یه خواب نیست رویاهامو تو بیداری میبینم اشکای بیقراری هام همیشه تو تنگه چشمای تو دریا میشه دستای سرده من که تنها مونده
فقط تو دستای خودت جا میشه واسه سیندی نانازم : خوبی نانازی نیستی کم پیدای دیگه دوسم نداری ها ها ها............... سیندی شرمنده اگه اونو بزارم حجم قالب زیاد میشه دوست دارو هزار هزار بوسسسسس بوسسسسس
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1384ساعت 12:49 توسط مهساییییییی
|
بازم سرو کله مهسا پیدا شد ســــــلام(جواب سلام واجبه هااااااا خوبین شما...؟(یکی نیس بگه مگه دکتری نیش ناش نیناش ناش.... دیگه علوسی دخمل عمو دلتون اب پرتقال..کلی خوش میگزره (نگو عروسی خودت چندشم میاد مخرب گونانه انجام ندادم خوب سرم به خریدواین حرفا مقشول بود.. (اونم چه خریدی. من گذشت .و چه ها کردیمممممم.. اینم عکس داشه کت و شلوارفرستادم دانشگاه ببین لبو لچشو چه شکلی کرده داره به من حرس میده بعد حالا شما هی بگین مهسا کاریش نداشته باش عذیتش نکن...سره کارش نزار خاطره تو این شکلی کردم دهنمم برا تو کجو کوله کردم(خبرنداره ابروش پرید مهسا عکسشو گذاشته تو وب عالمو ادم دارن میبیننش اگه بفهمه میشه اتشفشان دو اتیشه نیستش که.............این کوشولو هم تنهام گذاشته ه ه ه ه ه اهــــــــــــااااااان: در مورد این غلط املای خودم این طوری دوس دارم من چیزی رو که تایپ کردم پاک نمی کنم (البته وقتی غلط ها ی که شما گوش زد میکنینواصلاح میکنم مخم برسه می تایپم...نمی خوام وبم ساختگی باشه میخوام خودم باشم همون طوری هستم باشممم (همینی که هس خوبببب دههههه تو کی میخوای بزرگ شی....اینو خودمم نمی دونم خوب ...ولی یه روز منم مثل شما میشم..قول نمی دم هااااااااااا ضامنت نمی کنم هااااااااااااااااااااااا خوکشلتون میگذره ولی مهسا واقعآ اینی که هس یه چیزه دیگه شرمنده من از این واژه ع ش ق سر در نمی یارم یعنی برام معنی نشده....... در مورد یکی که کامنت میزاره ولی حذفشون میکنم .. .ببین شخص نسبتآ محترم اصلآ باکا منتات حال نمی کنم اینم بهت بگـــــــــــــم ...من تا به حال عا شق نشدم لطف کن این چرت و پرتات ویه جای دیگه تایپ کن شیفمی که..... تا اونجایی که من میدون این وب برا خودمه هر چی دلم بخواد مینویسم توش تو اصلآ خودت می فهمی چی داری میگیخوشحال میشم دیگه نیای این عاشقانه ها هم برا اونای هستش که شعردوس دارن همین اه اه پسربد بد... اینم عکسه تو....
لوفآ لوفآ (همون لطفآ خودمون با ریتم نخونین هااااااا وقـتی دستــام خــــالـی بــاشــه
وقــتـی باشـــم عـــاشـــق تـــو
غـیــر دل چــیــزی نــــدارم
کــــه بـــدونـــم لایــــق تــو
دلــــــمـــوازمـــــال دنـیــــا
بــــه تــــوهـــدیــه داده بــودم
بـــا تــمـــومـــه بــــی پنـــاهی
بـــه تـــــوتـکــیـه داده بــودم
اگــه احســاسـمــوکشــتـــی
اگـــه از یــــاد منـــو بــردی
اگـــه رفـتی بـی تــفــــاوت
بــه غــریــبــه سـرسپــردی
بــدون ایـــن وکــه دلـــم مــن
شـــده جــادو بــه طـلسـمت
یـــکــی هـــست ایـــن وردنــیـا
کــه تــویـــادش مـــونــده اســمت
وای خاکه عالم اینا یادم رفته بودپست قبلی ملسی از اینا خاله سوسکه(فقط همین یه دونه خالرو دارم دوستش میدارم) پردوس(مهربون از نوع با حال باحال) بهروز(خیلی لطف داره به ما همیشه میاد اینجا) دیگه کی...
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم آبان 1384ساعت 11:29 توسط مهساییییییی
|
ســــــــــــــــــــــلام (این سینه چقد درازه من که بیسته بیستــــــم جوجه شدین ......ا:o) (جوجه این شکلیه) اونای که دلشونو خوش کرده بودن که 5 شنبه عیده وایییی کلی حــــال کردم کرده بود اخـی نازی ضایع خوشحال بودم از بس بالا پاین پریدم کم مونده بود انگشت شستم بره تو چشم (همین مونده بودکورم بشم تو خــــــــــــــــــواب ببینین ........ زهی خیال باطل ... جمعه یعنی دیروز یعنی فردای 5 شنبه یعنی اخر هفته یعنی اون روز که تعطیله یعنی همون عید.. سبزنه ابـــــــــی نه نه قـــــــــــرمــــــز نه همون سبز بهتر تره کلی خوش گذشت اتیش روشن کریم مامان هم که طبق معمول وقتی میری بیرون دکتاتوریش گل میکنه مهسا اینو بپوش سرما نخوری ( شنبه یک شنبه راه انداخته بود مهساااااا...مامان شده بادی گارد به به اتیش روشن میکنی رو برگا می پری اینور اونوربرگا صدا میده حواست هم نیس پاتو میزاری رو زغال اسپورت های نازت میسوزه هوارت میره تااسمون هفتممم من نمی دونم چرا شانس ندارم همیشه یه چیزیم میشه وقتی خیلی شادممم ازاونجای که همیشه شادمممم همیشه هم مجروهم یاااا یه چیزی میشه که زد حال میزنه بینیم هنوزخوب نشدهههههههه کنممممم این انتغامو از کی بگیرمممم..(لابود از داداش.. اقا یکی هس که می خواد اصبات وجود کنه می خواد بگه منم هستــــــــم (من خیالکردم نیستی.... که اونم دارا شدیــــــــــــم وب تو تا یه هفته جمع نکنی خودمجمعش میکنمممم( بچه که زدن نداره........داره.) اه اه میگه من اسمتومیدون(تو چقد مخی..پس چراخودم نمی دونم اسممو)جانه من بیکاری این جما عت به چه چیزا که فکنمی کن ( ووواااای چقد جدی شدم مثل ناظم ها شدم من)ولی خدایش وقتی شعر می خونم فک می کنم یهسایز بزرگ تر شدم(اره تو بمیریییییییییییییییی) یه کوشو لو عاشق شین(بابا من میگم شما عاشق شین نکه بیای بگین عاشقیدی..
تــــوی قلبت جــای واسم نــیست نمی گم کسی رو داری اما دیــگه بــاورم شد کــه می خــوای تـنهام بــــزاری دیـــــــــــــگه دستـــــــــاتــــــو نــــــــــدارم... دیـــــــگه چشمـــــات مـــــال مــــــن نیسیت... اون نــگاه جستجو گــرایـن روزادنبـــال مــن نیست نــمی گم داری میــگردی دنبــال یــه عشق تــــازه امـــا کـــولــه بـارو بستی در بــه روی کــوچــه بــازه تــو میری امـا مــن نمی دونـم کـــه گنــاه مــن چـی بــوده امــا هــردلــیـلی کــه بــاشه واسه رفتــنه تــو زوده چی بــگم مـن از درونــم تــو کــه همـه چی رو میــدونــی ) فرهاد(همیشه سر میزنه ولی هیچ وقت کامنت نمی زاره اقاس دیـقه.. میاد...خیلی هم دوسش میدارم ولی من فک نمی کنم( نگا منم اصبات وجود کردم داوود (بچه توپیـــــه) حسام(یه داداش مهربون) سیاوش(یه مهربون)هوز(هیچ وقت .......نمی شه. خودش میدونه چی نمیشه..!!) کیومرث(یه داداش مهربون)مهدی(پسرخوبیه) اتنا(اینو دوستش دارم) پری جون(پری خودمه دیگــه بوس بوس بوس) دلتنگ(هم اسمیـــــم ) پارسا(یه داداش خوب (البته هی مگه مثل ادم بزرگا باش اونم نمیشه)) نیما(یه داداش خوب خوب)جـوجـو(ابجی نازمه دیگه) میثم( اینم داداشمه) جاوید(شعراش باحاله) سامان(یه مهربون)مهسا(سر میزنه ولی نمی دونم کیه....خوب خودتو معرفی کن خانمی)سعید (مــیــاد ولی همیشه میگه مهسا تو چرا نمی سری به ما)نی نی (ابجی نانازم)سجاد (تازگیا میاد...) احسان(جدیدن میاد) امیر(یه هم شهری)علی(گاهآ میاد) هر کی جا مونده اژانس بگیره زودی خودش بیاد چون بگی نگی مخم مختل شده شرمنده(نزن دیگه دفعه بعد میگم عیـــــــــــــــدتـــــــــــــــون مبـــــــــــــــــــــارک
+
نوشته شده در شنبه چهاردهم آبان 1384ساعت 13:5 توسط مهساییییییی
|
بله بله...... مهسا وارد میشود بی قالب جدید واااای جوجه شدمم. اااا راستی ســـــــــــلام سلام ... این چند روزه ما نبودیم خوب بودین...؟ شرمند دیر اپیدم اخه بلاگافا عدا در می اورد...(من نبودم خوش بحالتون بود.....نگین مهسا نفهـــــمید. ها ها پریروز دلم تنگیده بود مثل جغد زول زده بودم به درو دیوار همین طوری که داشتم نگاه میکردم چشم به جا نماز مامانی افتاد توش چی بود عطر مشهدی.... نمازو باز کردم عطرو برداشتم رفتم اتاق داداشی رختم رو کاپشنه داداش.... تازه از خشک شویی گرفته بود اونم که از عطر مشهدی متنفره فرداشم کلاس داشت خلاصه بو نبرد که چه دسته گلی به اب دادم صبح ساعت 9 داشتم تو حیاط کفشایای بابارو پام میکردم که ببینم به پام میاد(مامان ببـــــــــین قشنــــــــــــگ شدم) داداشتداره تهدیدت میکنه سرمو که 80 درجه چرخوندممممممم وای الـــــــــــفرار با چه سرعت داره میاد .....من بدو داداش بدو .. چه کفشــــــــــــای کفشای بابا خلاصه چشتون روزه بد نبینه کفشایه بابا گیر کرد به شلنک با بینی رفتم رو مزایک ها عجب سقوطی یکی نیس به من بگه اخه قوقولی کفشای باباتو چرا می پوشیمگن ولی کییه که گوش بده بینی مبارک اوووف شده اول سرخ شد بعده 30 مینی ابی شد الانم داره کبود میشه مجبور شد کت و شلوار بپوشه بره به قول این اقاهه که میگه عقل نباشد جان در عزاب است کرده بودم رو کاپشنش میخواست خوشش بیاد.. .ولی خداییش حال داد.. به قول داداش خلاصه ما شدیم خراب این کارای مهسا یه کوشولو عاشق شین..!!(نشدی هم نشدی مشکلی نیس....حل میشه پیش چشمای قشنگت آسمون رنگی نداره هنوز آسمون رویا تورو یاد من میاره تو همون طلوع واژهتوی این ترانه هایی تو همون واژه زیبا توی اوج این صدایی تو همونی که ترانه با حضورش جون می گیره تو همونی که ستاره نورشو از اون می گیره بذا تا با این ترانه برسم به اوج رویا آسمونی تر از آبی برسم به خواب دریا برسم تا که بخونی برق اشکو از نگاهم برسم تا تو بدونی من هنوز چشم به راهم متولد آبان بخونه........ سنبل ماه ابان عقرب است.قدرت مند وبا اراده پر شور وحرارت دارای احساس و شهود قوی جذاب و گیرا مر موز سیاره =>پلتون ، سنگ =>عقیق ، عنصر=> آب ، رنگ => قرمز وسیاه فلز=>فولاد (استیل) واسه سیندی : سلام سیندی جون تو اخرش نمی خوای تسلیم شی یه وب بزنی مارو ارزو به دل گذاشتی دوست دارم یه عالمه اندازای یه قابلمه(شایدم بیشتر) بوس بوس بــــــــــــوس
+
نوشته شده در یکشنبه هشتم آبان 1384ساعت 21:25 توسط مهساییییییی
|
ســـــــــــــــــــــلام ســـــــــــــــلام خوبــتین شما...؟ امروزگیسورو دیدم تا منو دید دستاشو گذاشت رو لوپاششششششش رفت پشت مامانش قایم شد این فینقلی چقد نازههههههههههه واما من و داداشی میدونین چی بیشیر از همه حال میده این که مامانت اینا خونه نباشن بارونم بباره رعدوبرقــــــق بعد توو داداشیت تو خونه تنها باشین همه چراغهارو خاموش کنییییییییییییی یه فیلم ترسناک ببینی داداشیتم سر کار بزایییییییییی فردا بره امتحانش خراب کنه................. چه ناز میشه به به میشه داداش میگه هیچ کارت شبیهه ادم ایزاد نیسس...(خوب راستم میگه فرشته ها که کاراشون شبیهه ادم ایزاد نیس.....هسس..؟ همون بهتر که امتحانت خراب کردی حقته حقته حقته.. بگم الهی وقتی لباساتو اتو میکنیییی حواست نباشهههه لباسات بسوزه تا دیگه منو این توی صحری بیدار نکنیییییییییی سرشو میندازه پاین میاد تو اتاق فک کن تو خواب نازباشییییی یکی بیا بالای سرت بی مکسس یه ریز با صدای بلنددد صدات کنههههههههه ..... اه اه اه داداشی بد بد. یه چیزه دیگه درمو رد اون سوال عشق یا ثروت حدس می زدم هوز بگه ثروتت من که از این ع ش ق سر در نمی ارم خودمم جوابشو نمی دونم ولی یکی گفته بود دوست داشتن از همشون بهتر تره همه میتونن عاشق شن ولی نمی تونن خیلی دوست داشته باشنن ولی کلآ برعکسهههههههههههههه یعنی همه میتونن دوست داشته باشن ولی هر کسی نمی تونه عاشق شهه (مثل من که بلد نیستم...!(بچه و چه به این کارا. از همه اونای که میان جفنگیات منو میخونن ممنونم یه 3 هفته میشه امدمممممم ولی کلی دوست کلی داداشی و دو تا اجی ناز پیدا کردمم کلی چیز یاد گرفتممممممم ملسیییییییی بیشتر از یه عالمه .....از همتون سیندی جونم مرسی که تنهام نمی زاریییییییییییییییییییییییییییی دوست دارممممممممممممممممممم بیشتر از یه عالمه خوشحالیدو که داداشیت بر گشته یه کوشولو عا شق شین...!! تــــو دیــگــه بــر نــــمی گـــردی ایـــنومــن خــوب میــــدونــم بـاز به یــــاد تو هـمــیشــــه شــــبهـــا آواز میخــونـــم...... مــیــدونــم بــرگــشـتـن تــو دیـگـه یـه خـواب و خــیـالــــه تــــا دوبــاره تــورو داشــتــــن آرزوی کــــه مـحــالــه آرزو هــــرچـــی کــــه باشـــه امــــا داشــتـنـش قــشــنـگــــه بــعـــــــده رفــتــن تــو دســتــــــام رو بــــه آســـمــون بـلـنــده از خـــدا مــیــخـوام کـــــه شــبــهـا تــــورو تـــو خـــوابــم بـبـیـــنــــــم تــــا بــــهـت بــــگــم کـــته بــی تـــوخــیــلـــی خــستــم نــازنــیـنـــم تــا بــــهــت بـــگــم کـــته بــــی تـــو،تــوی ایــــن دنـــــیا غـــریـــبــم کــاشـکی تــنــهــام نمـــــی ذاشـــتـی بــی تـــومــن خـــیلـــی غریــبــــم حــالادستــــام بــی تـــو سـرده بـــس کـــه بــی تــــو گـــریــه کــردم گــونــه هــــام خــیســــه از اشـــکــام بـــس کــه بـــی تـــو تــک و تـــنـــــــــــــــــــــــهــام واما شنبه بــــا یه قالب جدید میــــــامم
+
نوشته شده در سه شنبه سوم آبان 1384ساعت 20:7 توسط مهساییییییی
|
|
اسممو خودم می دونم نمی خواد تو بگی
فامیلیمم یادم رفته.دیگه چی ی......! آهان..پس از 9 ماه تو انتظار13/10/1366
امدم بمونم نخواستید بر میگردیم..
در کوچه پس کوچه های انتظار
خیلی غافلگیرانه بود که نگاه من به نگاه سرد مهتاب افتاد
مهتاب گم شده بود در سیاهی شب
و گریه می کرد
با اشک های مهتاب
دلم لرزید
و اشک چشمانم جاری شد
مگر می شود مهتاب گم شود
در سیاهی شب
اما حقیقت بود
مهتاب را دزدیده بودند
این مهتاب دیگر سهم من نبود
مهتاب مرا دزدیده بودند
دیگر در وادی من جایی نداشت
گویی هیچ وقت این مهتاب ، مهتاب من نبوده
او را دزدیده بودند
این سیاهی بود که مهتاب مرا دزدیده بود
اکنون او دیگر مهتاب نیست
این مهتاب ،مهتاب من نیست
ای کاش مراقبش بودم
او را از من دزدیدند
دزد مهتاب من سیاهی بود...