تبليغاتX
..:::ببیین مهسا چقد تنهاست:::.. ..:::ببیین مهسا چقد تنهاست:::..
 

ســـــــــــــــــــــــــــلا م ..!! (از نوع رنگین کمانی...)

خوبین شـــــــــــــــــــــما...؟بلا نسبت انفولانزای مرغی .

.. انفولانزای مرغی که نگرفتی... خوردن مرغم تعطیلیده نمیدونم

 این بشریت چی میخورن بعد این.... وشما خواهان علممم

همچنان تو نخ کتاب به سر میبرین ایــــــــــا؟ اکشالی نداره20

 نشدی هم نشدی به زین اسب رستممممم 10 که میشی....

نکنه 10 هم نمیشی همون بهتر بری یه قبر برا خودت دست و پا کنیی

یه موضوع قشنگ قشنگ....!! افرادی با افکار کوچک با ابعادی برگ...

...ده بیااااااا .نت پر شده از بچه ...چه جوریاس..یکی نیس بگه .

نیس خودت خیلی بزرگی..(مگه چمه دهههههههههههههه)

بعدشمممممممم من هفته ای یه بار می اپم دیر نکردم کهه....

. بعدشم اونای که هی میگن مهسا آپ کننننننننن دیدی یه هو

 امدمم وب خودتونو اپ کردممممممم..از من گفتن بعدن شاکی

نشین مهسا به حریم خصوصی ما واردشدهههههههه( چه

غلطااا جدیدن بی ادب شدم من.....!!) این استاد ما تسمیم مسمم

دارد که ۷۵۰لغت ازمون بپرسه هر کی هم بلد نبا شه جریمش

کنه با این اوضاع....من از الان باید شروع کنممممممم به نوشتن

 جریمه هامممم...در این برهوتم هیچ خبری نیس که نیس....

 

یه عملیات خطیر توسط مهساااااااااااااا با موفقیت به پایان

 رسید......یه پیشیه خوکشلو نانازززززززززز تو پارکینگ زندانی گشته بوددددددد

که... !!چه جوریشو نمی دونم گویا وقتی در پارکینگه باز بوده رفته اونجا پنا هنده

 شده بعدشم نتونسته بیاد بیرونننن منم که رفته بودمممم حیاط براساختن یک عداد

 ادم برفی...صداشو شنیدم رفتمم تو دیدم مونده پشت تیرو تخته

هااااااا...از اونجای که میترسیدم با دست برش دارممم با یه حرکت اکروبات با پا

ایشان را از حلاکت نجات دادمممممم

اهان یه چیزی از همتون ممنونم یه دنیا شایدم بیشترکه امدین تفلدممم...

 

این سری  یه کوشو لووووعاشق نشین لوفآ(بچه برو سره درسو مقشت....)

+ نوشته شده در شنبه بیست و چهارم دی 1384ساعت 18:2 توسط مهساییییییی |

 

ســــــــــــــــــــــــــــــــلالالالاااااممممم

خوبین همه گی؟؟؟

                   گل گلکه گل گلکه تفلودش مبارکه  

                مبارکه مبارکه تولدش مبارکه

 اولندش تفلد اتی جونمهههههههههههههههههههه تفلدش مبارک اتی شرمنده من نمی تونم مثل تو  خوب خوب حرف بزنمممممممم خیلی دوست دارممممممممممم

بله بله واین گونه شد که مهسا امده شد این دنیااااااااااااااااااااا

سیزدهم دی یعنی همون فردای دوشنبه .یعنی یه روز قبل

 چهارشنبههههههههه همون سه شنبه دیگهههههههههه تولدم

 بود ...مثل هر سال مهمونی بود تو خونه خوش گذشت جاتون

 خال خالی.......دوشنبه هم تو کلاس یه جشن کوشولو

 برا تولد من یک شنبه هم تو وب اتی جونممممممممممممممم

که الهی فداش شم من تولدم بود شنبه همممممم

که با ژیلاو مینا..یلدا رفتیم کافی..به افتخارتولد مهساییییی امروزم

 که تفلدم تو وبههههههه( بچه پر رو این همه هم تو لد

میشه اخههه) کلی هم کادو قشنگ قشنگ گرفتمممممممم

دلتو ن اب.......یه چیزیم تعریف کنم برممم پری روز داشتم

میرفتم کلاس که یه اقای متوری هی میرف دور میزد میومدددددددددد

 جلو در اموزشگاه یه جوبیه خوببببببه بد از روجوبم یه پل که این

اقاهه میخواست دور بزنهههههه اخییییییییی بچم ضایع شده ........

نگو نگو نگو باسر رفت تو جوببببببببب ......هاننننننننن کلی حال

کردممممممممممممم اه اه اه پسره چش چرون.........

از اتی جونم یه دنیا ممنون به خاطره تولده

یه کوشولو عاشق شین(چون تفلدمه هیچی نمی گمممممم)

دوباره خزون امد..نم نم بارون میزنه تو صورتم

بوی خاک و نم کوچه میگه هنوز دیونتم

رعدو برق فهمیده انگار زندگیممممممم شده غم انگیز

دستای کیو گرفتی زیر بارونای پاییز

میخوام اینجا با تو باشم زیر بارونا دوباره

ولی افسوس نه تو هستی نه دیگه بارون میباره

خزونم داره میره نمونده برگی رو درختااااااا

من هنور منتظرم توی جاده تک و تنهااااا

دیگه بارون نمی باره توی جاده پره برفه

به خدای اسمونا عشقت ازیادم نمی ره

میخوام اینجا با تو باشم زیر برفو بادو بارون

نیایی با خاطراتت سر میزارم به بیابون

 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم دی 1384ساعت 17:39 توسط مهساییییییی |

 

امدم یه کوشولو نق بزنممممممم دهههههههه

ســـــــــــــــــــــــــــــلامممممممم

خوفین ایـــــــــــــــــــــــــا...؟

کشته شدم از بس دلم براتون تنگیده بود نمی تونستم اپ کنم( اه اه....دخمله لوس..!!)خوب بیزی بودممممم(اخه بچم بزرگ شده بیزی هم میشه...) اقا یکی بیا داین داداشه مارو ببره از اینجا ...!!تبعید شده اتاق من.. دهههههههه خراب کاری میکنه منم اعصاب ندارممممممم یه کاری دسش میدمم این که مثه بچه ادم نمی ره بیرون باید تیه عملیاتی  اینو فراری کرد..؟میگم این پسرا هم بیرا نمی گن ..بانو جماعت روغن کاری فکشون همیشه روبه راهه ...مثلا من خودمممممم اگه کار نداشتمووووو از این خوزفلات هر روز 654 باز اپ میکردم....(ده بیااااااااااااااا)یه چیزه جدیدمممممممم کفشیدم این پسر همسایمون جمع و جورش 9 تا مو بیشتر نداره این 9 تا مورو هر روز خدا یه مدلی بهشون میدهیکی نیس بگه بچه کم با این موهات ور برو دیدی نا غافل ریزش خواهد نمود ...حالا خر بیا موبار کن ازمن گفتن(فضولم که شدم من)

یه کوشولوی موشولو عاشق شین(برو تو فضا......!!نیا برون اون تو خوبه)

تا گرم اغوشت شدم

چه زود فراموشت شدم

تقصر تو نبود...!

خودم باریروی دوشت شدم

کاشکی دلت بهم میگفت :

نقشه ای قلبمو اره .......!!

هرکی زد و رفت و شکست........

یه روز یه جا کم میاره....!!

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هشتم دی 1384ساعت 10:49 توسط مهساییییییی |

اسممو خودم می دونم نمی خواد تو بگی
فامیلیمم یادم رفته.دیگه چی ی......! آهان..پس از 9 ماه تو انتظار13/10/1366
امدم بمونم نخواستید بر میگردیم..


در کوچه پس کوچه های انتظار
خیلی غافلگیرانه بود که نگاه من به نگاه سرد مهتاب افتاد
مهتاب گم شده بود در سیاهی شب
و گریه می کرد
با اشک های مهتاب
دلم لرزید
و اشک چشمانم جاری شد
مگر می شود مهتاب گم شود
در سیاهی شب
اما حقیقت بود
مهتاب را دزدیده بودند
این مهتاب دیگر سهم من نبود
مهتاب مرا دزدیده بودند
دیگر در وادی من جایی نداشت
گویی هیچ وقت این مهتاب ، مهتاب من نبوده
او را دزدیده بودند
این سیاهی بود که مهتاب مرا دزدیده بود
اکنون او دیگر مهتاب نیست
این مهتاب ،مهتاب من نیست
ای کاش مراقبش بودم
او را از من دزدیدند
دزد مهتاب من سیاهی بود...



Home
Email