|
ســـــــــــــــــــــــــــــــــــــــلام خوبین دیگه..؟ منم ای نفسی میادو میره....هستیم شکره خدا نمردیممممممم.... بگیرم برممم خوشحال شدین کلی نه..ببین این بچه رو کلی ذوق کرده میشه مشکل داری تو که 24 ساعته شارژی تو دیگه چی میگیی.. چندی پیش بیرون بودم یه خانومه داش با اقاق میرف زمین خورد اقاشم غَش کرده بود خابون رو کله مبارکه شوهرش نگفت. اون اقاهه برسهههههههه.. بعدشم سوار تاکسی شدیم که برگردیم خونه. . میخواست پیاده شههههههه بجای این که بگه اقا دستت درد نکنه راننده هم یه نیش خندی زد گُف پیش میادد.. اب شد کلی ضایع شد نیس منم خواهااان علممممم... قسم به چشمات بعد از این جز تو گلی بو نکنم...... جز به تووبه خوبیات به هیچ کسی خو نکنم... قسم به اسمت که تو رو تنها نزارم بعداز این اسم تورو داد میزنم تا دم دمای اخرین قطره به قطره خونمو یک جا به نامت میکنم.. .دل خوشیهای دنیارو خودم به کامت میکنم میبرمت یه جای دور میشم واست سنگ صبور برات یه کلبه میسازم پر ازیه رنگی پرنور رو ح و دل و جون و تنم نظر نگاهت میکنم دنیاها رو فدای اون چهره ماهت میکنم هرچی که باختی پای من هرچی که بردم ماله تو دفتر شعر پیرمو وقتی که مردم مال تو...
+
نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1384ساعت 23:37 توسط مهساییییییی
|
ســـــــــلالالالالالالامممممم چگونیین همگی....؟ منم خوفمممممممم تو این چند روزه هم هیچ حرکت مخرب گونانه ای انجام نداده استممممممممممم.. جل للل خالق...... .حالا من یه چیزی گفتمممم شما چرااااا باورتون شد. خوب اکشالی نداره ما به خاکستر نشینی عادت دیرینه داریمممممممممممم بعدشم این کههههههههه من یه پیشی دارم یکمی هم براش لاو تیکه پاره کنمممممممم.... تو بامنی هر جا برمممم مهر تو بنده جونمه عشقت نمیره از سرم تو پوست و استخونمه یه دم اگه نبینمت یه دنیا دل تنگت میشم نگاه دریای تو ابیه رویه اتیشمم واست دلم واست تنمممممم واست تمام زندگیم از تو دوباره من شدم با تو تموم شد خستگیم نم نم بارون چشام گواه عشقه پاکمه هم نفسه قسمت من دوست دارم یه عالمه این گلها هم برا پیشی نانازم الهی فدات شم من و امااااااااا یه کوشو لو عاشق شین اگه با تو نبودم برات که بودممم اگه چشمات نبودم نگات که بودم همه ای گفتنیهام فقط تو بودی اگه حرفات نبودم صدا که بودم اگه پاهات نبودم یه راه که بودم اگه یه یه نبودم یه اه که بودم تو خودت مثل روزه افتابی هستی اگه خورشید نبودم یه ماه که بودم میتونستی واسه من یه چاره باشی توی اسمونه دل ستاره باشی اگه شیرازه ی من پاشیده از هم میتونستی گره دوباره باشی
+
نوشته شده در دوشنبه سوم بهمن 1384ساعت 18:2 توسط مهساییییییی
|
|
اسممو خودم می دونم نمی خواد تو بگی
فامیلیمم یادم رفته.دیگه چی ی......! آهان..پس از 9 ماه تو انتظار13/10/1366
امدم بمونم نخواستید بر میگردیم..
در کوچه پس کوچه های انتظار
خیلی غافلگیرانه بود که نگاه من به نگاه سرد مهتاب افتاد
مهتاب گم شده بود در سیاهی شب
و گریه می کرد
با اشک های مهتاب
دلم لرزید
و اشک چشمانم جاری شد
مگر می شود مهتاب گم شود
در سیاهی شب
اما حقیقت بود
مهتاب را دزدیده بودند
این مهتاب دیگر سهم من نبود
مهتاب مرا دزدیده بودند
دیگر در وادی من جایی نداشت
گویی هیچ وقت این مهتاب ، مهتاب من نبوده
او را دزدیده بودند
این سیاهی بود که مهتاب مرا دزدیده بود
اکنون او دیگر مهتاب نیست
این مهتاب ،مهتاب من نیست
ای کاش مراقبش بودم
او را از من دزدیدند
دزد مهتاب من سیاهی بود...