|
س+ل+ا+م خوبین؟دماغا چاغه. منم هستم دیگه ...!! در مورد اون سوال پست قبلیه هان. بعدشم در مورد حرف زدنمون فک کنم از درسو مقشاتون چه خبر . رفته بودم دکتر تو مطب یه بچه بود
دنيا را بدون خانمها تصوركن
یه کوشولو عاشق شین... از تموم دنیا با دارو ندارش شونه هاتو کم دارم برای بارش... زخمیه خنجرِ زهر آگین یارم تو که تازه امدی تنها نزارم به چشام خوب خیره شو ببین چه پیرم منو دریاب خوبه من دارم میمیرم دیگه حتی نای نیس برای گفتن خیلی وقته تو سکوت غم اسیرم
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 12:59 توسط مهساییییییی
|
خوبین دیگه... دس رو دلم نزارین که خونه مامان برام جوجه بخره مرغی میگری باشن انغذه ناراهن شدم مبارک.... این بچه ها عشق ماشین دارن.. اهان الِ بلِ جیم بِلِ... یه سوال ...؟ اگه بگن شیش هفت ساعت میتونی جای یکی باشی
+
نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:12 توسط مهساییییییی
|
(سیملام)^n خوبین..؟ منم هستم نمردم زندم...!! لطفآ هنگام پختن غذا غذا را انگولَک نفرمایید... نیس ...!! تنگیده شده بود. فعال فقط اینه هو جغد زول میزنم بهش که نمیره... و غصه زیاد میشه
افاااااااااااااا داشت یادم میرفت. به یاده قدیم ندیما دل مــــا ُاونـــــقده پــارس مـــــونـــدنـــش مـــــرگ دوبـــارس آســــمــون سـیـــنـه مــا خــیــلی وقـــتــه بـــی ســتــارس
+
نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 19:52 توسط مهساییییییی
|
|
اسممو خودم می دونم نمی خواد تو بگی
فامیلیمم یادم رفته.دیگه چی ی......! آهان..پس از 9 ماه تو انتظار13/10/1366
امدم بمونم نخواستید بر میگردیم..
در کوچه پس کوچه های انتظار
خیلی غافلگیرانه بود که نگاه من به نگاه سرد مهتاب افتاد
مهتاب گم شده بود در سیاهی شب
و گریه می کرد
با اشک های مهتاب
دلم لرزید
و اشک چشمانم جاری شد
مگر می شود مهتاب گم شود
در سیاهی شب
اما حقیقت بود
مهتاب را دزدیده بودند
این مهتاب دیگر سهم من نبود
مهتاب مرا دزدیده بودند
دیگر در وادی من جایی نداشت
گویی هیچ وقت این مهتاب ، مهتاب من نبوده
او را دزدیده بودند
این سیاهی بود که مهتاب مرا دزدیده بود
اکنون او دیگر مهتاب نیست
این مهتاب ،مهتاب من نیست
ای کاش مراقبش بودم
او را از من دزدیدند
دزد مهتاب من سیاهی بود...