تبليغاتX
..:::ببیین مهسا چقد تنهاست:::.. ..:::ببیین مهسا چقد تنهاست:::..
 

س+ل+ا+م~~~>سلام(ریاضت که خوبه..)

خوبین؟دماغا چاغه.؟شنیدم که .خواهران و برادان گرامی داران اصلاح میشن آره ه ه ه ه

منم هستم دیگه ...!!(حالا کی حاله منوپرسید..!!)

در مورد اون سوال پست قبلیه هان..باید بگم که این همه جای خودتون بودین بعده این هم که هستین ارهیه هفت هشت ساعت از عمرتونو جای یکی دیگه باشین مگه بد هان..!

بعدشم در مورد حرف زدنمون فک کنم داریم برا خودمون کلی بزرگ میشیم ....( ولی قول نمیدم همین مدلی بمونما .منو که میشناسین..)

از درسو مقشاتون چه خبر ..؟یه نمه سرما خوردم حالو حوصله وراجی ندارم وَاِلااره وُ اینا..

رفته بودم دکتر تو مطب یه بچه بود بچه نبود شکر بود..تُپُل مُپُل .انغذه بوسش کردم که فک کنم الان انفلانزای مهسایییییی گرفته...فردا پس فردا میت میشه

 

دنيا را بدون خانمها تصوركن: بازارها خلوت. پولها اضافه. خيابانها ساكت شيطون بيكار!.. مخابرات ورشكسته.... همه ميرن بهشت

یه کوشولو عاشق شین...

از تموم دنیا با دارو ندارش

شونه هاتو کم دارم برای بارش...

زخمیه خنجرِ زهر آگین یارم

تو که تازه امدی تنها نزارم

به چشام خوب خیره شو ببین چه پیرم

منو دریاب خوبه من دارم میمیرم

دیگه حتی نای نیس برای گفتن

خیلی وقته تو سکوت غم اسیرم

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1385ساعت 12:59 توسط مهساییییییی |

 

اولندش یه ســـلام بارونی (این سلام مدل هوا شناسی بود..!!)

خوبین دیگه...؟ منم خوبم خوبه خوب....اونورا بارون میباره...؟

دس رو دلم نزارین که خونه اون روز بیرون بودیم با مامان خودمو خفه کردم تا

مامان برام جوجه بخره پاشو کرده بود تو یه کفش که چی....انفلانزای

مرغی میگری(یکی نیس بگه اونا جوجَن اگه همچین مرضی داشته

 باشنتا حالاباید شونصد بار مرده بودن) گیر سه پیچ دادم تا اخر سر خرید

.دوتاشونم فوت کردن یکیشو گربه خوردش یکیشم که خودش مرد

انغذه ناراهن شدم...اخه خیلی ناز بودن..ا راستی روزه معلمتونم

مبارک....(این سری غاتی پاتی شد شرمنده..!!)

این بچه ها عشق ماشین دارن..

اهان در مورده این عکسا که میگین ....!!

الِ بلِ جیم بِلِ...خُف من بچه دوس دارم دهههههه

یه سوال ...؟(از اون سوالای اَجَغ وَجَغ)

اگه بگن شیش هفت ساعت میتونی جای یکی باشی ...دوس داری جای کی باشی.

+ نوشته شده در شنبه شانزدهم اردیبهشت 1385ساعت 20:12 توسط مهساییییییی |

(سیملام)^n ( رفتم تو لاین ریاضیدانان)

خوبین..؟ منم هستم نمردم زندم...!!

لطفآ هنگام پختن غذا غذا را انگولَک نفرمایید...! حالا هِی بگین وبتون اموزشی

نیس ...!!بازم که سره کله نحض خودم پیدا شد وای که چغذه دلم براتون

تنگیده شده بود..این امتحاناتم که سریش شدن دست از سره این بشریت

فعال بر نمیدارن..(چی گفتم..!!)واقعآ جدیدن وقتی کتاب و باز میکنم

فقط اینه هو جغد زول میزنم بهش هیچی هم تو مخ مبارک نمیره

 که نمیره....(نیس من وعلم داره میبره)حالا اینا رو بیخیال با این حرفا غم

 و غصه زیاد میشه( حالا نیس خیلی خواهان علم درس و این حرفایین)

افاااااااااااااا داشت یادم میرفت...ظهر رفته بودم بیرون تو پاساژ دوتا زن داشتن بزن بزن میکردن یَک کِیفی میداد موهای هم دیگرو میگشیدن یکی هم فک کنم دختر خاله این جکی جان بود از حرکات اکروبات استفاده مینمود....کلی خندیدیمم جاتون خالی اخه تا حالا دعوای زن با زنو ندیده بودم ...ولی اخر بی فرهنگی بود.

 

به یاده قدیم ندیما ~> یه کوشولو عاشق شین

دل مــــا ُاونـــــقده پــارس

مـــــونـــدنـــش مـــــرگ دوبـــارس

آســــمــون سـیـــنـه مــا خــیــلی وقـــتــه بـــی ســتــارس

+ نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1385ساعت 19:52 توسط مهساییییییی |

اسممو خودم می دونم نمی خواد تو بگی
فامیلیمم یادم رفته.دیگه چی ی......! آهان..پس از 9 ماه تو انتظار13/10/1366
امدم بمونم نخواستید بر میگردیم..


در کوچه پس کوچه های انتظار
خیلی غافلگیرانه بود که نگاه من به نگاه سرد مهتاب افتاد
مهتاب گم شده بود در سیاهی شب
و گریه می کرد
با اشک های مهتاب
دلم لرزید
و اشک چشمانم جاری شد
مگر می شود مهتاب گم شود
در سیاهی شب
اما حقیقت بود
مهتاب را دزدیده بودند
این مهتاب دیگر سهم من نبود
مهتاب مرا دزدیده بودند
دیگر در وادی من جایی نداشت
گویی هیچ وقت این مهتاب ، مهتاب من نبوده
او را دزدیده بودند
این سیاهی بود که مهتاب مرا دزدیده بود
اکنون او دیگر مهتاب نیست
این مهتاب ،مهتاب من نیست
ای کاش مراقبش بودم
او را از من دزدیدند
دزد مهتاب من سیاهی بود...



Home
Email