|
از اون بالا مهسایییییییییی میا یَ اول از همه مرگ من برین به این سایت سر بزنین سایت باحالیه مدیرشم Al3!l ســـــــــــــــــــــــــــــــــلام از نوع فوتبالییییییییییی....!! خوبترین....؟؟ چرا میزنی اا راستی رسیدنم به خیررررررر من که اصلنشم خوب نیستمممممم ولی خدایش دلم برا همتون یه زره شده بود بعشدمممممممم من امروز یه کاره بد کردم الان وجدانم به شددت به درد امد این داداشی ما ظهر میخوابه
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 20:30 توسط مهساییییییی
|
سلام خوبین؟ مهساااااااااااااااااااااااااااااایییی نیس کلی حال میکنین نه...؟ دهههههههههههههههههه نمیخواد بگین بچهههههههههه تو مگه درسو مقش ندارییییییی...!! یه ۱۰ روز دیگه میامممممممم به همتونم سر میزنمممممممم شرمنده باشهههههههههههههه حالا برمممممم دیرم شد بابای مهسایییییییییییی
+
نوشته شده در پنجشنبه هجدهم خرداد 1385ساعت 12:25 توسط مهساییییییی
|
ســـــــــــــــــــــــلام از نوع امتحاناتی خوبین ...؟؟اندر کَف درسین نه... میبینم که مثل کبک سرتونو کردین تو کتابا هوس اتاق تکونی کردمممممممم اقا ما یه دختر دائی داریم پاک ابرووی مارو برده دختره 13 سال بیشتر نداره هااااااا برا این ژوبینه تب میکنه نبوددددددد ژوبینو برات احضار میکنم اونم باور کرده بد فُرم... هــــــــــــــــــان.... یه سوال تو از خودت راضی هستی...؟
+
نوشته شده در پنجشنبه چهارم خرداد 1385ساعت 22:43 توسط مهساییییییی
|
|
اسممو خودم می دونم نمی خواد تو بگی
فامیلیمم یادم رفته.دیگه چی ی......! آهان..پس از 9 ماه تو انتظار13/10/1366
امدم بمونم نخواستید بر میگردیم..
در کوچه پس کوچه های انتظار
خیلی غافلگیرانه بود که نگاه من به نگاه سرد مهتاب افتاد
مهتاب گم شده بود در سیاهی شب
و گریه می کرد
با اشک های مهتاب
دلم لرزید
و اشک چشمانم جاری شد
مگر می شود مهتاب گم شود
در سیاهی شب
اما حقیقت بود
مهتاب را دزدیده بودند
این مهتاب دیگر سهم من نبود
مهتاب مرا دزدیده بودند
دیگر در وادی من جایی نداشت
گویی هیچ وقت این مهتاب ، مهتاب من نبوده
او را دزدیده بودند
این سیاهی بود که مهتاب مرا دزدیده بود
اکنون او دیگر مهتاب نیست
این مهتاب ،مهتاب من نیست
ای کاش مراقبش بودم
او را از من دزدیدند
دزد مهتاب من سیاهی بود...