تبليغاتX
..:::ببیین مهسا چقد تنهاست:::.. ..:::ببیین مهسا چقد تنهاست:::..
 

 

الــــــــــــــــــــــــــــوو صدا میاد... تیکه جدیده....دهههههههههههه

سلام.م.م.م.م.م.م.م.مم..ممم.....ممم از نوع بیلیاردی.!!

گل و بلبل و غیره همه جمعآ فقطش جای مهسای کمه که اونم سرو کلش پیدا شددش.....!!

اخر سر منو به جرم دس کاری تو ادبیات دسگیر میکنن میمونین بی مهساییییی حالا ببین کی گفتمم......!!

خوب دسته خودم نیس من از همون بچهگی با این ادبیات مشکل داشتم....یعنی اون با من مشکل داره هااااااا!!من که با کسی کاری ندارم..دهههههههههههههه

گویا این چن روز پیش این کامندونی خراب بود برا همین کامنتاتون نیومدششش تفصیره من نیستش که دهههههههههه

بعشدم این اسمAl3!l بعده اسم خودم که تو کامنتا مشاهده میکنین اسم بادیگاردمونهاونم چه بادی گاردی..نیس خیلی مهمم تشرف دارم ترسیدن منو بدزدن برام یه بادیگارد گرفتن

من اصلنشم قصد بد اموزی ندارمااااااا.....!!

فقطش میگم که خوب..فلفل چیزه خوبیهفلفل بریزن توغذای بعضیااا..یعنی غذاشونو خوشمزه تر کنین اینجور چیزا.. یه نوع ابراز علاقس

 این دائی ما ناهار خونه ما بودش من هرچغذه بهش میگم داییی ..لوپای مونو نکش.من پوستم خراب میشه ...حرف گوش نمیکنه میگه بچه از بس دوست دارم..

منم خواستم ابراز علاقه کنم احساس غریبی نکنه بچم قایمکی تو غذاش فلفل ریختم ..بعشدم هیشی دیگه..هوارش رفت تو هفت اسمون..بیچاره فک کنم 3و4 پاچ اب نوشه جان کردن...انغذه خندیدم اخه این دایی ما خیلی شکمووو هر چی میخواس بخوره اول میداد داداش تست کنه بعشد میخورد .میترسید من یه چیزای قاتیش کرده باشم..!!

اخه منو این کارا..من اصلنشم از اینکارا میکنم...

 

این عکسه هم که میبینین عکسه نگینه...که نتونستم از نزدیک ببینمش

بگم الهی باعثو بانیش....بترکه...!!

این برا مامان جونه خودم

Mama....I love you ...!!!

Happy Mother's Day

روز مادرم به همه ماماناو زنای گل تبریک میگم

به مامان روشنیم به مامانبزرگ(اینا مامان وبلاگیه منن)..فداتون

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و پنجم تیر 1385ساعت 15:49 توسط مهساییییییی |

ســـــــــــیـــــــــــلام......!!

خوشتونه ....؟خوبین.. ؟منم  خوبم( اخه مگه تو دکتری هان؟)خدا این ژول ورنو بیامورزه جدیدن رفتم تو تریپای ژول ورن...( الان استخوناش تو گور داره میلرزه)دههههههههههه چیه مگه بده ادم به  ایندهش فک  کنه هان(تازشمممم بزرگ شدم)...!!!به من نمیاد از اینکارا بکنممممم هان...؟

کماکان  داریم  زندگی  میکنیم....داداشی هم خونه نیس  سره  کارش  بزاریممممم..بیکاری  زده پَسِ کَلَه .....نمیدونم  چرا من  این روزا  کلاسارو  میپیچونممممممم...!!هیــسسسسس  صداشو در  نیار...!فقطش  نبوغ  من  تو  خراب کاری بیسته....اتاقمون که شده بازار شام خیلی به هم ریختس..من نمیدونم برا چی باید  اتاقُ  تمیز کنم ..چون بعده 1  ساعت دیگه  همون پلووو همون دیس .نه همون اش و همون کاسه میشه

کلی  داریم  برا  خودمون  زندگی  میکنیم ....راستی من  که  غاطی  ادم  گنده ها  میشممم ........از محالاته نه خودمم میدونستمممممم نمیخواد تو بگییییییییییییی...!!الانشم یه نمه عصبیم  کم  مونده با  سر  برم  تو مانیتور.. .اخه هرسم  میگیره از  دس این دکتراااااااااا شیتونه میگه بزن  او  گوشیش بره  تو  گوشش هاااااااااااااااا دهههههههههههه  زورش به  من میرسهمیگه لواشک نخور چیپس  نخور نوشابه  نخور  بستنی نخورررررر...پس  چی بخورم هان......

 

یه سوال کوشولو.....؟؟

آدم خوبه یا انسان.....؟

پ.ن: چرا میزنی مگه من گفتم  کامنت دونیاا خراب بشه هان؟خوب خراب شده دیگه از ۱۰۰ تا کامنت یکیش میاد...من همه کامنتارو تایید میکنم...!!

+ نوشته شده در چهارشنبه چهاردهم تیر 1385ساعت 17:39 توسط مهساییییییی |

اسممو خودم می دونم نمی خواد تو بگی
فامیلیمم یادم رفته.دیگه چی ی......! آهان..پس از 9 ماه تو انتظار13/10/1366
امدم بمونم نخواستید بر میگردیم..


در کوچه پس کوچه های انتظار
خیلی غافلگیرانه بود که نگاه من به نگاه سرد مهتاب افتاد
مهتاب گم شده بود در سیاهی شب
و گریه می کرد
با اشک های مهتاب
دلم لرزید
و اشک چشمانم جاری شد
مگر می شود مهتاب گم شود
در سیاهی شب
اما حقیقت بود
مهتاب را دزدیده بودند
این مهتاب دیگر سهم من نبود
مهتاب مرا دزدیده بودند
دیگر در وادی من جایی نداشت
گویی هیچ وقت این مهتاب ، مهتاب من نبوده
او را دزدیده بودند
این سیاهی بود که مهتاب مرا دزدیده بود
اکنون او دیگر مهتاب نیست
این مهتاب ،مهتاب من نیست
ای کاش مراقبش بودم
او را از من دزدیدند
دزد مهتاب من سیاهی بود...



Home
Email