|
سیلاممم از نوع من ناراحتم...چلا... ۱-بابام نمیزاره برم گواهیناممو بگیرم. ۱-بیکارم یعنی ۱- میخوام قالبو عوض بنمایممم ۱-شاید بعد این اینطوری اپ کردم ۱- امروز مامان هول کردم از چهار پایه با کله تشریف اوردن پایین ۱-میخوام برم کلاس زبان ۱- من هر روز میرم دندون ژلشکی. یًک سرو صدای را میندازم اونجا
برو کنارررررررررررر مگه با تو نیسمممممممممممممممممم .. چیزه خوبین شماااااااااا من یکی کلا خوبم
میگما داداش هم چیزه خوبیه من اصلا از نمراتم خفر ندارم اخه نوخوندم بوده خواهم بوده است یکی برام اب قندون بیاره مسافرت خوش گذشت جاتون خال خالی اردو هم جالب بود فقط بچه ها یه نمه اذیت شدن من اصلا با این اخوند که مارو برد اردو عهد بسته بودم که همه بچه هارو بشب زنده دارونم..... من هر وقت میرم مسافرت ساکمو یا گم میکنم یا جا میزارم.... دیگه چی بگممممم.... امروز از صب دارم سگا بازی میکنم مگه بلد نیسی بازی کنی ده بیا
به جان خودم من زندم نه مردم جواب همه ایمیلارو دادم..
+
نوشته شده در چهارشنبه دهم مرداد 1386ساعت 20:23 توسط مهساییییییی
|
|
اسممو خودم می دونم نمی خواد تو بگی
فامیلیمم یادم رفته.دیگه چی ی......! آهان..پس از 9 ماه تو انتظار13/10/1366
امدم بمونم نخواستید بر میگردیم..
در کوچه پس کوچه های انتظار
خیلی غافلگیرانه بود که نگاه من به نگاه سرد مهتاب افتاد
مهتاب گم شده بود در سیاهی شب
و گریه می کرد
با اشک های مهتاب
دلم لرزید
و اشک چشمانم جاری شد
مگر می شود مهتاب گم شود
در سیاهی شب
اما حقیقت بود
مهتاب را دزدیده بودند
این مهتاب دیگر سهم من نبود
مهتاب مرا دزدیده بودند
دیگر در وادی من جایی نداشت
گویی هیچ وقت این مهتاب ، مهتاب من نبوده
او را دزدیده بودند
این سیاهی بود که مهتاب مرا دزدیده بود
اکنون او دیگر مهتاب نیست
این مهتاب ،مهتاب من نیست
ای کاش مراقبش بودم
او را از من دزدیدند
دزد مهتاب من سیاهی بود...