|
ایییی درد بی درمون هر چی نوشتم رفت کوفتت بشههههه ۲ ساعته دارم تایپ میکنم همش پرید میدونین چغذه انتظار کشیدم ۱.تولد اتی جونم مبارک.. ۱.تولد نوشینم مبارک ۲۵ دی ۱.تولد خودمم که مبارک تره خوب حالا بریم سره خونه زندگیمون یکی نیس به من بگه اخه دخمل خوب ...چرا خودکاریو که نمی نویسه درش میاری فوتش میکنی امتحانا امدن.. نمیدونم چرا این کامنت دونیم خرابیده بود
+
نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 12:23 توسط مهساییییییی
|
|
اسممو خودم می دونم نمی خواد تو بگی
فامیلیمم یادم رفته.دیگه چی ی......! آهان..پس از 9 ماه تو انتظار13/10/1366
امدم بمونم نخواستید بر میگردیم..
در کوچه پس کوچه های انتظار
خیلی غافلگیرانه بود که نگاه من به نگاه سرد مهتاب افتاد
مهتاب گم شده بود در سیاهی شب
و گریه می کرد
با اشک های مهتاب
دلم لرزید
و اشک چشمانم جاری شد
مگر می شود مهتاب گم شود
در سیاهی شب
اما حقیقت بود
مهتاب را دزدیده بودند
این مهتاب دیگر سهم من نبود
مهتاب مرا دزدیده بودند
دیگر در وادی من جایی نداشت
گویی هیچ وقت این مهتاب ، مهتاب من نبوده
او را دزدیده بودند
این سیاهی بود که مهتاب مرا دزدیده بود
اکنون او دیگر مهتاب نیست
این مهتاب ،مهتاب من نیست
ای کاش مراقبش بودم
او را از من دزدیدند
دزد مهتاب من سیاهی بود...