تبليغاتX
..:::ببیین مهسا چقد تنهاست:::.. - مـــــنـــــــــم یـــــه روز پــــــســـــر مـــیـــشــــم...!! ..:::ببیین مهسا چقد تنهاست:::.. - مـــــنـــــــــم یـــــه روز پــــــســـــر مـــیـــشــــم...!!
 

ســــــــــــــیـلام

چـــیــــطــــوریــــن...؟؟؟

یه نمه گردنم درد میکنههَمَشَم تَفصیره داداشه گردنَموو گرفته گشیده این مدلی شدمم

این همش زورش به من میرشه.دههههههههههه

این سرما خوردیگی از جونه من چی میخواد..خَفَم کرد.......!!

عیدتونم مبارک.....!!

  تازگیا به سرم زده من اگه پسر بودم چه مدلی میشدممم....

میدونین من اگه پسر بودم دوس داشتم راننده تریلی بودممم...(مگه چشههههه خُفه دیگه..)

دوس داشتم 4 تا زن داشته باشم....(خانما خونسردی خودتونو حافظ باشین..)

دهه خوب چیکار کنم..دوس داشتم اون مدلی بودممم دیگهههه از سیبیلم خوشممم میاد دوس داشتمم سیبیلم داشته باشمم از اون سیبیل گنده گنده هاااااا

بعشدمم سربازیانغذه دوس دارم برم سربازینمیدونم چرا ولی علاقه شدیدی به سربازی دارم

دوس دخترم نمیدونم شاید اگه پسر بودم یکی داشتم (خوب زن با دوس دخمل فرق میکنه دهههههه)

به نظرتُن من اگه پسر بودمم خوب بود یا همین دخمل....؟؟؟خدارو چه دیدی شاید منم یه روز پسر شدمممممم

 هیچ وقت وقتی یکی خوابه روش اب نریزین...!! (تو بریز اشکالی نداره)

اخه من امتحان کردمممم ...بده زشته نکنین این کاراروو ... ..

من همین 15 مین پیش زن دایمو خیسه اب کردم طفلی خوابیده بودش من حوسلم سر رفته بود خُف..هی میگفتم نخواب..اونم حرف گوش نکرد خوابید منم رفتم یه پارچ اب اوردم ریختم روش .بعشدمممم از خواب پرید منو گرفت (بابا یک هیکلی داره )

برد حیاط شیره اب باز کرد گرفت رومممم بعشدم پُررو پُررو میپرسه الان چه احساسی داری..دههههههه همین کارارو میکنن من سرما خوردگیم خُف نمیشه..دهههههههه

 

+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 15:30 توسط مهساییییییی |

اسممو خودم می دونم نمی خواد تو بگی
فامیلیمم یادم رفته.دیگه چی ی......! آهان..پس از 9 ماه تو انتظار13/10/1366
امدم بمونم نخواستید بر میگردیم..


در کوچه پس کوچه های انتظار
خیلی غافلگیرانه بود که نگاه من به نگاه سرد مهتاب افتاد
مهتاب گم شده بود در سیاهی شب
و گریه می کرد
با اشک های مهتاب
دلم لرزید
و اشک چشمانم جاری شد
مگر می شود مهتاب گم شود
در سیاهی شب
اما حقیقت بود
مهتاب را دزدیده بودند
این مهتاب دیگر سهم من نبود
مهتاب مرا دزدیده بودند
دیگر در وادی من جایی نداشت
گویی هیچ وقت این مهتاب ، مهتاب من نبوده
او را دزدیده بودند
این سیاهی بود که مهتاب مرا دزدیده بود
اکنون او دیگر مهتاب نیست
این مهتاب ،مهتاب من نیست
ای کاش مراقبش بودم
او را از من دزدیدند
دزد مهتاب من سیاهی بود...



Home
Email