|
ســــــــــــــیـلام چـــیــــطــــوریــــن...؟؟؟ یه نمه گردنم درد میکنه این همش زورش به من میرشه این سرما خوردیگی از جونه من چی میخواد. عیدتونم مبارک.....!! تازگیا به سرم زده میدونین من اگه پسر بودم دوس داشتم راننده تریلی بودممم دوس داشتم 4 تا زن داشته باشم دهه خوب چیکار کنم. بعشدمم سربازی دوس دخترم نمیدونم به نظرتُن من اگه پسر بودمم خوب بود یا همین دخمل. هیچ وقت وقتی یکی خوابه روش اب نریزین...!! اخه من امتحان کردمممم من همین 15 مین پیش زن دایمو خیسه اب کردم برد حیاط شیره اب باز کرد
+
نوشته شده در سه شنبه سی و یکم مرداد 1385ساعت 15:30 توسط مهساییییییی
|
|
اسممو خودم می دونم نمی خواد تو بگی
فامیلیمم یادم رفته.دیگه چی ی......! آهان..پس از 9 ماه تو انتظار13/10/1366
امدم بمونم نخواستید بر میگردیم..
در کوچه پس کوچه های انتظار
خیلی غافلگیرانه بود که نگاه من به نگاه سرد مهتاب افتاد
مهتاب گم شده بود در سیاهی شب
و گریه می کرد
با اشک های مهتاب
دلم لرزید
و اشک چشمانم جاری شد
مگر می شود مهتاب گم شود
در سیاهی شب
اما حقیقت بود
مهتاب را دزدیده بودند
این مهتاب دیگر سهم من نبود
مهتاب مرا دزدیده بودند
دیگر در وادی من جایی نداشت
گویی هیچ وقت این مهتاب ، مهتاب من نبوده
او را دزدیده بودند
این سیاهی بود که مهتاب مرا دزدیده بود
اکنون او دیگر مهتاب نیست
این مهتاب ،مهتاب من نیست
ای کاش مراقبش بودم
او را از من دزدیدند
دزد مهتاب من سیاهی بود...