|
دلینگ دلینگ ...من امدم(که چی..!!) چه معنی داره همش اول من سلام کنم هان ها اول روزه سالمندانو به همتون تبریک میگم بعشدم تولده وبلاگمه روزی روزگاری تو این زمینه نصبتآ خاکی با کلاس زبانمم خدافظی کردم دیگه نمیرم کلی هم غصم گرفته جدیدن رفتم تو کار پیرایش من خودم این کارم ..سرانجام..مهسای شروع به کردوووو. میگما چرا جغدا تو این کارتونا .چرا و چگونه . این چرا خود خوری میکنه هان...!!!
+
نوشته شده در یکشنبه نهم مهر 1385ساعت 23:44 توسط مهساییییییی
|
|
اسممو خودم می دونم نمی خواد تو بگی
فامیلیمم یادم رفته.دیگه چی ی......! آهان..پس از 9 ماه تو انتظار13/10/1366
امدم بمونم نخواستید بر میگردیم..
در کوچه پس کوچه های انتظار
خیلی غافلگیرانه بود که نگاه من به نگاه سرد مهتاب افتاد
مهتاب گم شده بود در سیاهی شب
و گریه می کرد
با اشک های مهتاب
دلم لرزید
و اشک چشمانم جاری شد
مگر می شود مهتاب گم شود
در سیاهی شب
اما حقیقت بود
مهتاب را دزدیده بودند
این مهتاب دیگر سهم من نبود
مهتاب مرا دزدیده بودند
دیگر در وادی من جایی نداشت
گویی هیچ وقت این مهتاب ، مهتاب من نبوده
او را دزدیده بودند
این سیاهی بود که مهتاب مرا دزدیده بود
اکنون او دیگر مهتاب نیست
این مهتاب ،مهتاب من نیست
ای کاش مراقبش بودم
او را از من دزدیدند
دزد مهتاب من سیاهی بود...