تبليغاتX
..:::ببیین مهسا چقد تنهاست:::.. - اشپز خونه.....!!1(چه ربطی داره):ی ..:::ببیین مهسا چقد تنهاست:::.. - اشپز خونه.....!!1(چه ربطی داره):ی
 

سلام(میدونم محکوم به مرگم) ولی رو نیس که سنگه پاس 

ها خف شیکار کنم وقت نداشتممن خودم خیلی دلم براتون تنگیده بودانغذه تنگیده بودش که نگووو.

ولی جاتون خالی کلی تو دنشگاه حال میکنیم با اشپزخونه

ها چیه چرا همچین نگاه میکنیدخملی به این ماهیییییی

اا این نوشی  که سری قبل بهتون گفتم .از دسته من دق کرد مرد یعنی نمرد داره میمیره

همش همه دارم رو صورتش نقاشی میکشم

امروزم دستمو جوهری کردم مالیدم رو صورتش انغذه با مزه شده بود

دم به ساعت میگه بیچارا شوهرت چی خواهد کشیداز دسته تو(حالا کی خواس شوهر کنه)

 

مهسای به زودی اپ خواهد کرد...!!(نیس خیلی خوب اپ میکنه)

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر 1385ساعت 21:8 توسط مهساییییییی |

اسممو خودم می دونم نمی خواد تو بگی
فامیلیمم یادم رفته.دیگه چی ی......! آهان..پس از 9 ماه تو انتظار13/10/1366
امدم بمونم نخواستید بر میگردیم..


در کوچه پس کوچه های انتظار
خیلی غافلگیرانه بود که نگاه من به نگاه سرد مهتاب افتاد
مهتاب گم شده بود در سیاهی شب
و گریه می کرد
با اشک های مهتاب
دلم لرزید
و اشک چشمانم جاری شد
مگر می شود مهتاب گم شود
در سیاهی شب
اما حقیقت بود
مهتاب را دزدیده بودند
این مهتاب دیگر سهم من نبود
مهتاب مرا دزدیده بودند
دیگر در وادی من جایی نداشت
گویی هیچ وقت این مهتاب ، مهتاب من نبوده
او را دزدیده بودند
این سیاهی بود که مهتاب مرا دزدیده بود
اکنون او دیگر مهتاب نیست
این مهتاب ،مهتاب من نیست
ای کاش مراقبش بودم
او را از من دزدیدند
دزد مهتاب من سیاهی بود...



Home
Email