تبليغاتX
..:::ببیین مهسا چقد تنهاست:::.. - ولنتاین...واهههههههههههههههههههههه ..:::ببیین مهسا چقد تنهاست:::.. - ولنتاین...واهههههههههههههههههههههه
 

ولتونم مبارک....

ها چیه...به ما نمیاد..ولی نداشتیم که ولنتاینی داشته باشیم که بعدشم مبارکش بشه

این عکسو از پنجره اتاقم گرفتم...داشت برف می امد..پارکه...

امتحانا تموم شد...و من مشروطتمهیچ دلیلی برا قبول شدن ندارم

میگن گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه اخه...

و من زندم...دارم نفس های عمیق عمیق میکشم..من نمیدونم اینا چه ربطی به شما داره دارم میگم

این روزا کلی رومان میخونم..هر روز یکی...چه شوداگه رومان درخاستی دارین بگین بخونم

من چرا...!!

اه اه......بیرون بودم تو خیابون یه خانمو دیدم که دستشو تا ارنج کرده بود تو دماغش.(ماشاالله دماغ نبودکه..!۱).امدم به داداش گفتم..تا شاید نتونه غذا بخوره..ولی بدتر..برگشت یه چیزای گفت که حالم بد تر شد ..دفک کنم تا یه هفته نمیتونم غذا بخورممممممم

قالبم عوض شدش..دسته میثمی درد نکنه..مرسی

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و چهارم بهمن 1386ساعت 22:23 توسط مهساییییییی |

اسممو خودم می دونم نمی خواد تو بگی
فامیلیمم یادم رفته.دیگه چی ی......! آهان..پس از 9 ماه تو انتظار13/10/1366
امدم بمونم نخواستید بر میگردیم..


در کوچه پس کوچه های انتظار
خیلی غافلگیرانه بود که نگاه من به نگاه سرد مهتاب افتاد
مهتاب گم شده بود در سیاهی شب
و گریه می کرد
با اشک های مهتاب
دلم لرزید
و اشک چشمانم جاری شد
مگر می شود مهتاب گم شود
در سیاهی شب
اما حقیقت بود
مهتاب را دزدیده بودند
این مهتاب دیگر سهم من نبود
مهتاب مرا دزدیده بودند
دیگر در وادی من جایی نداشت
گویی هیچ وقت این مهتاب ، مهتاب من نبوده
او را دزدیده بودند
این سیاهی بود که مهتاب مرا دزدیده بود
اکنون او دیگر مهتاب نیست
این مهتاب ،مهتاب من نیست
ای کاش مراقبش بودم
او را از من دزدیدند
دزد مهتاب من سیاهی بود...



Home
Email